سراینده غزل تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند دلم

چراغ قوه تلسکوپی اصل
لیزر سبز

ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

شعر عاشقانه ای از مرحوم نجمه زارع

تبلیغات : ذره بین

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

زنده‌یاد نجمه زارع

صدای پچ پچ غم، خواب من به هم خورده ست
دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده ست
صدای پچ پچ غم هیس هیس، ساکت باش
سکوت در دل بی تاب من به هم خورده ست
تو قاب عکس مرا دیده ای، نمی دانی
نشاط چهره ی در قاب من به هم خورده ست؟
غم تو را نسرودم وگرنه می دیدی
که وزن در غزل ناب من به هم خورده ست

  
نویسنده : میهن پار ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ مهر ،۱۳٩٤